خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

156

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

در نوع دوم عين موضوع و محمول از نظر استوا به صورت موجبهء كلى و از نظر انعكاس به صورت موجبهء جزئى و سالبهء جزئى خواهد بود امّا در مورد مقابل‌ها مسأله بر خلاف اين ترتيب است . مثلا مىگوييم : هر انسانى حيوان است . بعضى حيوان انسان است و بعضى حيوان انسان نيست . هر لا حيوانى لا انسان است و بعضى لا انسان لا حيوان است و بعضى لا انسان لا حيوان نيست . در نوع سوم نيز مسأله به همين صورت است اما بر خلاف اين ترتيب بدين صورت كه در اين نوع ، موضوع و محمول مانند مقابل‌هاى نوع دومند و دو مقابل ، مانند موضوع و محمول آن نوع . وضعيت تلازم نيز به همان صورت است كه گفته شد . در نوع پنجم ، دو عين موضوع و محمول از نظر استوا و انعكاس به صورت موجبه و سالبهء جزئيه خواهند بود ، اما مقابل‌ها به صورت سلب كلى هستند . نوع ششم به خلاف نوع پنجم است ، در صورتى كه موضوع و محمول سلب كلى باشند و مقابل‌ها به صورت موجبه و سالبهء جزئى ، استوا و انعكاس پديد مىآيد و همگى متلازم‌اند . براى اين‌كه اين معانى در نظر بيايد ، اين انواع را در جدول « 9 » قرار داده و در ازاى هر نوعى آن‌چه از محصورات متعين و برحسب لزوم صادق بود قرار داديم ، تا هر لازمى كه براى يك نوع منعكس نيست و هر لازمى كه براى يك يا چند نوع به صورت مشاركت منعكس است ، تماما در نظر بيايد . « 1 » از جدول 9 روشن مىشود كه هريك از محصورات به حسب صورت بدون اعتبار ماده در چند نوع صادق است . مثلا موجبهء كلى در دو نوع اول ، موجبهء جزئى در پنج نوع اول ، سالبهء كلى در دو نوع آخر و سالبهء جزئى در پنج نوع آخر صادق است . همچنين از جدول 9 معلوم مىگردد كه هركدام از محصورات برحسب صورت از نظر عكس و مقابل و عكس مقابل داراى چه لازم و چه مباينى است و اين بحث در باب عكس مستوى و نقيض كه پس از اين خواهد آمد ، بسيار مفيد مىباشد زيرا معلوم مىشود كه عكس مستوى موجبهء كلى ، موجبهء جزئى است و عكس نقيض موجبهء كلى ، موجبهء كلى است .

--> ( 1 ) - ر . ك : جدول شماره 9 ، ص 677 .